X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56722







سلام امیدوارم حالتون خوب باشه. 

 

 دیروز صبح مجبور شدم زیر بارون ( طبق معمول بدون چتر ) برم مدرسه.  

 

نمیدونم چرا وقتایی که بارون میاد ذهنم درگیر خاطراتم میشه. 

 

 یاد روزایی افتادم که دیگه هیچوقت تکرار نمیشه. 

 

 روزایی که دیگه اثری ازشون نمونده و تبدیل به یک خاطره شدن البته این یک مسئله ی  

 

طبیعیه 

  

اما یه چیزی هست که اذیتم میکنه اینکه چرا بعضی آدما با وجود اینکه هستن اما به یک  

 

خاطره تبدیل میشن؟؟؟؟؟  

 

خیلی راحت روزای قشنگ در کنار هم بودن رو فراموش میکنن..... درگیر این افکار 

 

 بودم تا بلاخره  رسیدم مدرسه دلم گرفته بود هنوز تو فکر بودم که یکی از دوستام گفت  

 

چرا گرفته و ناراحتی ؟  

 

خوشحال باش x دوستت داره تو هم هواشو داشته باش حق با اون بود اما فکر اینکه چرا  

 

بعضیا بدون دلیل کسی رو که دوستشون داره رو تنها میذارن منو راحت نمیذاشت....   

 

[ دوشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.