X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56722







چشمام قرمز شده و درد میکنه بسکه بی اختیار اشکام میریزه 

میترسم چون توی این دنیا هیچکس رو بجز مامان بابام ندارم 

دیشب همش کابوس میدیدم و از خواب میپریدم هر چی قرص هم میخورم حالم  

خوب نمیشه 

بدنم میلرزه تب دارم   

سرم گیج میره نمیتونم درست راه برم

امروز صبح با چه حاله زاری رفتم مدرسه هیچکس رو نداشتم بهم بگه امروز  

مدرسه تعطیله 

خسته ام هر روز حالم بدتر میشه هیچکس حال من واسش مهم نیست 

همه به فکر خودشونن دارم میمیرم اما هیچکس حاضر نیست واسم تب کنه 

ذره ذره دارم توی تنهایی خودم میسوزم و هیچکس خبر نداره اگه هم داره واسش  

مهم نیست 

همه ی دنیا و خوشی هاش به کام آدمای بدجنس و متقلبه 

همه واسه اینجور آدما هرکاری میکنن  

احساس میکنم توی این دنیا هیچ جایی ندارم 

خدا هم توجهش به کسایی که دلشون از سنگه و نامردن هر کاری دوست دارن میکنن 

 و خدا هم هر چی میخوان بهشون میده

دلم پره دارم دق میکنم 

[ سه‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1389 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.