X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56701







امروز رفتم مدرسه و همه مدارک لازم واسه ثبت نام رو آماده کردم 

دیروز هم رفته بودم تو سایت دانشگاه ببینم چه شکلی هست و چیا داره و عکسای  

 استادامونو نگاه کردم که خدارو شکر اکثرشون مرد هستن و از بابت نمره گرفتن  

 خیالم راحت شد 

 همه ی عکسای دانشگاه رو  نگاه میکردم و ذوق میکردم  

 

خوشحالم چون با وجود شرایطی که داشتم بازم دانشگاه قبول شدم.... 

امسال درسای پیش رو مجبور شدم یه قسمتاییش رو غیر حضوری بخونم تا خرداد  

من داشتم امتحان پیش میدادمو درسای پیش رو میخوندم از یه طرفم واسه کنکور نه  

کتاب خریده بودم نه کلاس کنکور رفتم نه یه آزمون شرکت کردم فقط و فقط ۹ روز  

واسه کنکور تونستم بخونم....  

 

همه میگفتن قبول نمیشم اما من امید داشتم تازه شرطی رو که با یکی از فامیلا گذاشته  

 بودمو هم بردم 

 

خوشحالمو یکم نگران آیندم آینده ای که باید تنهایی بسازمش و امیدم به خداست خدا  

 تنها حامی و پشتیبانیه که دارم اگه خدا هم یه روز تنهام بذاره دیگه هیچکسو ندارم.. 

 

پ.ن: شعر خوبی میخونه قمیشی:

 بی خیال حرفایی که تو دلم جامونده بیخیال قلبی که اینهمه تنها مونده

[ چهارشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1390 ] [ 03:36 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.