X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56663







یه ماهی بود خیلی ازت دور شده بودم شاید خودخواه شده بودم فقط به فکر خودم  

بودم 

خواستم چیزایی که ایده آلمه رو بدست بیارم حتی اگه تو باهام نباشی  

زیاد بحث کردیم زیاد ترش رویی کردم زیاد کم محلی کردم از احساسم واست  

نگفتم فقط از خواسته هام گفتم  

حسرت گذشته ای که تو توش نبودی رو خوردم اما حالا اتفاقی افتاد که دیگه  

مطمئنم تو تنها کسی هستی که من توی زندگیم دارم و بودن تو کنارم مهمترین چیزه 

خیلیا نزدیکم بودن و خیلی حرفا زدن اما وقت وقتش منو تنها گذاشتن و رفتن پشت  

سرشونم نگاه نکردن کسایی که میگفتن همیشه حامی من میمونن .... 

اما تو حتی اگه باهات بداخلاقی کنم قهر کنم لجبازی کنم بازم دوستم داری بازم  

کمکم میکنی بازم باهام مهربونی و پیشم میمونی....  

دوشنبه خواستم ببینمت و بعد یه ماه دوباره شدم همون صفورای سابق و خیلی  

واسم جالبه که تو هم این تغییر منو به خوبی حس کردی فکر کرده بودی دیگه  

دوستت ندارم قربون اون دل کوچیکت بشم چه قشنگم میدونستی که یه ماهه بغلت  

نکردمو بهت نگفتم دوستت دارم .... 

میخوامت واسه همیشه تا آخرین نفس...

  

[ پنج‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.