X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56722







اینروزا همه چیز حالت عادی خودشو داره از روزی که تعطیل شدم دیگه از خونه  

بیرون نرفتم اتفاقا دلمم میخواد همینجا بمونم

هنوزم تنهایی رو ترجیح میدم نمیشه زندگی رو کات کرد و این اذیتم میکنه

حرفات آرومم نمیکنه اصلا دیگه هیچی مث قدیم نیس همه چیز بد شده

بدیش اینه که تکراری و زشت شده اینقد تکراری که پوچ بودنش کاملا حس میشه

دلم واسه یه ذره عاشقی یه ذره شده

دلم واسه سال 88 یه ذره شده

داشتن تو حتی توی خیال قشنگ بود حیف شد حیف حیف حیف

روحم داغونه و از حرفای پر از پریشونیم کامل مشخصه

پستام واسه سه نفره مختلفه این تویی که میگم شامل سه نفر میشه کسی که همه چیز  

باهاش شروع شد کسی که همه چیز باهاش تموم شد و کسی که بین این شروع و  

پایان بیشترین نقش و بدترین ضربه رو زد

دیگه دنبال تغییر زندگی نیستم همه چیز شده خاکستری و من حتی میل به رنگی  

کردنش  

هم ندارم چون مث کسی هستم که همه کار کرده و آخرش دوباره رسیده سره خونه  

اول حتی دیگه دلم نمیخواد باهات حرف بزنم چون هیچی عوض نمیشه

احساسم نمرده اما خیلی عوض شده احساس عشق و علاقه تبدیل به نفرت و بی  

تفاوتی شده دیگه هم نمیخام تبدیل به عشق بشه چون میشم یه احمق به تمام معنا  

همون چیزی که بودم

حماقتی که من کردم و اینکه نمیشه خودمو سرزنش کنم چون تقصیره خودم نبود  

تقصیره روزگار و دنیایی بود که همه چیزش مسخره و پوچ و بی معنیه

حیفه اونهمه احساس و هیجان این دنیا ارزش هیچ دلبستگی ای نداره مخصوصا اگه  

دلبسته ی یه موجوده انسان نما بشی

بی صبرانه منتظره کات شدن زندگی تو این دنیام

حسای خوبشم ارزونیه تو

[ پنج‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1391 ] [ 08:22 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.