X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56663







بعد یه سال اومدم دوباره بنویسم ولی وقتی پست هامو میخونم میبینم فقط زمان گذشته اما حال من همونه شایدم بدتر 

هرچی پیش میرم بیشتر بهم ثابت میشه ک هرچی بیشتر تلاش کردم  فقط خسته تر شدم و چیزی جز باختن واسم نموند

انگار هرچی بیشتر دست و پا میزنم خودمو نجات بدم بیشتر غرق میشم 

هرکاری کردم واسه بهتر شدن یا حداقل واسه رسیدن به یه تعادل که فقط بشه راحت تر گذروند 

هرروز داره میاد و میره فقط داره عمرم میره ولی هیچ اتفاق خوشایندی نیس هرکاری کردم واسه رسیدن به این حالت خوشایند اما بازم تهش فقط حسرت بود و حس اینکه همه ی زندگیمو باختم انگار نه چیزی واسه از دست دادن دارم نه چیزی برای بدست آوردن سخته بعد از یه تلاش نفس گیر و پر امید برسی به یه نتیجه ی پوچ دقیقا واسه هیچی اینهمه تلاش کردی


پ.ن:اینقد توی بی حوصلگی و بی انگیزه بودن غرقم که کوچیکترین کارای روزمره حتی واسه سرگرمی هم واسه یه کوهه

[ دوشنبه 9 آذر‌ماه سال 1394 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.