X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56672







از دیشب حال درستی ندارم خیلی بده که یه نفر به صحبتهای تلفنی دو نفر دیگه  

 گوش بده آقا شاید ما خواستیم درباره سر بریده حرف بزنیم حالا گوش میکنین  

 چرا دیگه راجع بهش اظهار نظر میکنین چرا ته دل آدمو خالی میکنین بجای اینکه  

 بهش دلگرمی بدین از یک خونرویزیه بینی واسه خودتون داستان درست میکنین .... 

 من دیشب باید با آرامش مینشستم درس میخوندم که امروز امتحان داشتم وسط درس  

 خوندن میاین حرف از بیماریهای خطرناک میزنین و نسبتش میدین به عشق من 

 فقط اشکی بود که دیشب من ریختم نه تونستم درس بخونم نه بخوابم از دیشب تو  

 سرم خالیه سرم گیج میره نمیتونم درست راه برم .......

 

همیشه میخواین زرنگ بازیها و خودخواهی هاتونو به خورد آدم بدین 

 فقط دنبال یه بهانه میگردین......   

 اما من نمیذارم به هیچ قیمتی نمیذارم عشقمو ازم بگیرین حتی اگه به قیمت جونم تموم  

 شه من عشقمو از جونمم بیشتر دوستدارم اگه اون نباشه میخوام دنیا نباشه  

 همون خدایی که اونو بهم داد خودشم واسم نگهش میداره  

  

پ.ن:خیلی دوستداشتم امشب بیام جای ایستگاه اتوبوس که وقتی از سرکار میای  

 ببینمت توچشمای قشنگت نگاه کنم و دستتو محکم تو دستم فشار بدم تا دلم آروم شه  

 اما ترسیدم بیام و از چشمام بفهمی که گریه کردم نمیخوام نگرانت کنم 

     

[ سه‌شنبه 31 خرداد‌ماه سال 1390 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.