X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56663







دیروز که رفتی شدم مث بچه هایی که مامانشون دستشونو ول کرده عجیب بود توی  

اون جو احساس غریبی میکردم 

شاید خیلی وابستت شدم باورم نمیشد منی که تا چند دقیقه قبلش از دستت ناراحت بودم  

 وقتی رفتی دلم گرفت 

نتونستم دووم بیارم بهت اس ام اس دادم تا مطمئن شم ناراحت نیستی 

خیلی وقت بود که ازت دور نبودم تازه فهمیدم نمیتونم دوریتو تحمل کنم وقتی رسیدم  

خونه بهت زنگ زدم گفتی بغض کردی ازینکه نیستم ...شدم مثه قدیما دلم خواست  

پیشم باشی  

نمیدونم اما فهمیدم خیلی دوستت دارم فهمیدم نمیتونم احساسمو نسبت بهت انکار کنم

[ شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.